جناب آقاي "به خودم ربط داره" قرار بود دوشنبه راس ساعت 22 شب با دوتن از دوستانتون كه از هفت روز هفته 6روزشو زندان تشريف داشتن برين تو پاتوقتون ( پارك جانبازان ) جلوي پيست اسكي منتظر ما باشين كه فكمونو پايين بيارين!
همين الآن كه من اين پست رو ميذارم بخش تدافعيه وبلاگ ما (mehran em و... ) تو پارك منتظرتون هستن! كجايين پس؟ قرار بود فكمون بياد پايين! قرار بود چاقوهم بيارين.
الان چاقو كه هيچ خودتونم نبردين اونجا!
آقاي "به خودم ربط داره" فك كردي اگه وقت قرارو به شب بندازي كسي از ما پيدا نميشه كه بياد سر قرار؟ آخرين بارت باشه كه پاتو از گليمت درازتر ميكني، تو عمرم آدم بي شخصيتي مث تو نديده بودم، فك كنم پيشوند آقا در مورد تو صادق نيس چون مرديه مرد به اينكه پاي حرفش باشه.
ديگه هيچ توجيهي هم واسه اين كارت نميتوني بياري، تو بيرونم ديگه طرفم نيا كه اگه سلامم بدي شايد بزنم همونجا دهنتو خورد كنم.
(حيف شد نرفتي ميخواستم ببينم چجوري ميخواستي تو روي بچه ها نگا كني!)
الانم نميخوام اسم كاملتو بنويسم چون نميخوام يه ذره آبرويي كه مونده واست بره.
برو خوش باش عقده اي ديگه هم اينورا پيدات نشه، واسه خالي كردن عقده هاتم يه جاي ديگه پيدا كن! به قول مهران ما ديگه قصد خرسواري نداريم، انشاا... يكي پيدا ميشه كه سوارت شه.

ديروز اسمتو نوشته بودم ولي پشيمون شدمو پاك كردم چون قرار نيس ماهم مث تو بي شخصيت باشيم.
موضوع مطلب : <-PostCategory->